فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

90

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

كاملا خشك و عقيم است جز چند چاه آب شور يا بهتر بگوئيم بىمصرف وجود ندارد كه از آب آنها براى آبيارى چند جاليز و باغ كوچك كه سخت بدانها دل بسته‌اند استفاده مىكنند . علاوه بر چاههائى كه از آنها سخن گفتيم و آبشان را با گاو مىكشند ، در تمامى ايام سال از طريق كانالى نسبتا بزرگ آبى از دشت به شهر مىآيد . اين آب اگرچه از آب چاهها بهتر است براى آشاميدن مناسب نيست . حاكم و برخى اعيان شهر ، مسير قسمتى از اين آب را تغيير داده‌اند تا از منازل آنها بگذرد . اين آب سرانجام بين باغهاى معتبر اين ناحيه تقسيم مىشود . با اين‌كه اين عربها يا از جهت آنچه پيش از اين گفته‌ايم و يا به منظور انباشتن استخرها و دائر بودن فواره‌هائى كه تماشاى آنها بخش مهمى از تفريحاتشان را تشكيل مىدهد از آبهائى كه در دسترس دارند بسيار مراقبت مىكنند و در فراوانى آنها مىكوشند ، مطلقا آب آشاميدنى ندارند . در منازل بسيارى از متمكنين ، آب‌انبارهاى اختصاصى هست . چنان كه در شهر و دشت نيز آب‌انبارهاى عمومى بسيار است . حتى در جائى كه چادرهاى سفير برپا شده بود آب‌انبارهائى وجود داشت كه بهترين آب دنيا را داشتند . زيرا علاوه بر آب انبارهائى كه به دستور شاهان پيشين لار و حكامشان براى استفاده و تسكين تشنگى مردم شهر و تعداد كثيرى عابر كه هرروز از نزديكى اين آب‌انبارها مىگذرند ساخته شده است ، بسيارى از دينداران و پرهيزگاران هر فرقه و طايفه نيز وصيت مىكنند كه بعنوان خيرات و مبرات ، از محل موقوفات آنان آب‌انبارهائى ساخته شود كه به تناسب قداست و ثروت وصيت كننده كوچك يا بزرگ است . بدين‌سبب حتى در دشت نزديك شهر نيز تعدادى از اين‌گونه آب‌انبارها به چشم مىخورد . هنگام رسيدن سفير و همراهان به محله‌اى كه ياد كرديم ، آب‌انبارها بسيار كم بود زيرا حتى آنچه را كه باران روز در آنها گرد آورده بود مصرف كرده بودند . با اين‌حال همان آب ته مانده ، با وجود گرماى شديد ، چنان زلال و گوارا و خنك بود كه با بهترين آبهاى